الشيخ علي المشكيني

296

تفسير روان (فارسى)

لغت و اعراب : سراب : آب نما . قيعة و قاع : زمين هموار خالى از آب و علف . لُجّىّ منسوب به لُجّ يعنى انبوه آب . يغشاه ضمير منصوب راجع است به بحر . أخرج يده ضماير به غريق برمىگردد كه از كلام معلوم مىشود . [ در تمثيل براى اعمال كافران ] تفسير : وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ در اين دو آيه دو تشبيه ذكر شده : اول تشبيه اعمال خير كفّار از باورها و اعتقادات و عمل‌هاى بدنى ، به سراب و آب‌نما ، در اين كه كافر گمان مىكند انبوهى از عمل‌هاى خير دارد و چون بدان‌ها رسد نيازهايش برآورده گردد ، ولى چون به آنها برسد معلوم شود كه جز خيال باطل و موهومات چيزى نبوده است . و تشبيه دوم در آيهء بعد مىآيد . معناى آيه : و كسانى كه كفر ورزيدند ، عمل‌هاى خير آنها همانند سراب و آب‌نما در صحرايى وسيع و هموار و بىآب و علف است كه انسان تشنه آن را از دور آب مىپندارد تا وقتى كه بدان جا رسد آن را چيزى نمىيابد ، يعنى مىبيند كه هيچ است ( مراد اين است كه عمل‌هاى خير آنها از انفاقات و خيرات و ابتكارات و خدمات و غيره كه گمان مىكنند همه صحيح و مستوجب پاداش است ، وقت مرگ معلوم مىشود همه باطل و بيهوده بوده ، زيرا شرط پاداش عمل‌هاى خير در آخرت ايمان است ) و همان جا خدا را در نزد خويش « 1 » مىيابد ، پس حسابش را به تمام پرداخت مىكند ، بدين معنا كه حساب حسنات و سيّئات را بررسى كرده تسويه حساب مىكند ، نسبت به سيّئات محكوم به عذاب و نسبت به حسنات محكوم به حرمان مىشود . و خداوند زودرس به حساب است ، زيرا اعمال سال‌هاى متمادى را در لحظه‌اى ارائه مىدهد و براى همه كيفر تعيين مىكند . أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِى بَحْرٍ لُجِّىٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَمَا لَهُ مِن نُورٍ

--> ( 1 ) . يا : در نزد عملش .